تلاش سیستماتیک چپ های ستادی برای تغییر در دکترین دفاعی کشور

تلاش سیستماتیک چپ های ستادی برای تغییر در دکترین دفاعی کشور

به گزارش سیاسی، آن چه دست ایران را پر خواهدنمود دکترین جدید بازدارندگی است که اساس هویتی داشته و معادلات چیده شده را متوازن خواهد کرد، این امر دیر و زود دارد اما سوخت و سوز ندارد!


در روزهای اخیر و بعد از اعمال سازوکار ماشه جریان اصلاحات در ایران با شعار عقلانیت و تعامل می کوشد نظام را مجاب کند که برای تأمین "امنیت و رفاه عمومی"، از مواضع بین المللی و هسته ای خود عقب نشینی کرده و به اصطلاح در دکترین بازدارندگی خود تغییر ایجاد نماید.
آنها استدلال می کنند که هزینه های پایبندی به آرمان های کنونی بسیار بالا است و کشور را با بحران های جدی مواجه کرده است. این جریان با بهره بردن از فضای رسانه ای و شبکه های اجتماعی بر لزوم تغییر سیاستها تاکید دارد و باور دارد دیپلماسی هوشمندانه و انعطاف در مقابل فشارهای خارجی، تنها راه نجات کشور از بن بست کنونی است. هدف نهائی آنها باز تعریف منافع ملی بر اساس مصالحه و کاهش تنش با دنیاست.
این رویکرد که هم جهت با مواضع جدید آمریکایی ها ضد ایران است در داخل هوادارانی داشته و شواهدی هم دارد.

در همین خصوص، عبدالحمید اسماعیل زهی، امام جمعه مسجد مکی زاهدان، در شبکه اجتماعی خود نوشت:

"بازگشت تحریم های بین المللی کشور را با بحران های جدی و غیرقابل تحمل مواجه کرده است. هیات مذاکره کننده هم بی آنکه دستاوردی داشته باشد، برگشت مردم خواهان تغییر و اصلاح سیاستهای بی ثمر گذشته بودند، اما هیچ نشانی از عزم و اراده ای در راستای تحقق این مطالبات در مسئولان دیده نمی گردد. "
مصطفی هاشمی طبا، فعال اصلاح طلب، در سرمقاله روزنامه شرق با عنوان «مداراگری و میدان داری» نوشته است:
"میدان فقط میدان های جنگ و نبرد در بعضی نقاط خارج از کشور است، دامنه بسیار وسیع دیگری هم دارد. اگر 'مداراگری' در صحنه جهانی است، در کشور به مروت ورزی تبدیل می شود و اگر میدان در بعضی نقاط خارج از کشور به مدلول جهاد و تلاش در آن مکانها باشد، میدان واقعی در محدوده ایران است. "
محسن رنانی در یادداشت با عنوان «چگونه غنی سازی، ما را در علم هسته ای و اقتصاد فقیر کرد؟»، که توسط شبکه رسانه ای مصطفی تاج زاده بازنشر داده شد، مدعی شد:
"اکنون فرصت های نسل جوان به سرعت درحال سوختن است و مغزها و سرمایه های فکری و انسانی ما به سرعت درحال تخلیه یا فرسوده شدن است؛ این ها اصلی ترین سرمایه های ماست که باید تضمین نماییم ماندگاری شان را. پافشاری بر غنی سازی اتمی، توان و فرصت های ما برای غنی سازی خودمان را بالاتر از این می ستاند. "
سید جلال ساداتیان در روزنامه آرمان ملی با اشاره تلویحی به مسئله لزوم عقب نشینی ایران در لوای تغییر سیاست خارجی نوشت:
"آمریکا در شرایط کنونی حتی فرماندهان ارشد خودرا برای آماده باش فراخوانده است. این اقدام نشان داده است که واشینگتن در پی یافتن بهانه ای برای تشدید فشارها و بحران آفرینی است. در مقابل چنین وضعیتی پاسخ مناسب ایران نباید صرفا تقابل یا انفعال باشد، بلکه باید در قالب یک دیپلماسی هوشمندانه تعریف شود؛ دیپلماسی ای که امکان همراه کردن کشورهای مختلف را فراهم آورد. "
در مجموع، این گفتمان که حول محور "عقلانیت اقتصادی" و "صلح طلبی" بنا شده است، در پی ایجاد استحاله در گفتمان "مقاومت" و "استکبارستیزی" است. آنها با پیوند زدن مشکلات داخلی به سیاستهای خارجی، راه برون رفت را نه در افزایش قدرت چانه زنی بلکه در انعطاف و عقب نشینی در مقابل فشارهای خارجی تعریف می کنند.
معرفی برخی گروههای منتسب به جبهه انقلاب به عنوان عامل خنثی کننده قدرت تهدیدی ایران
گزارش روزنامه شرق با عنوان «چگونه پاجوش ها قدرت تهدید ایران را خنثی کردند»، به قلم داوود حشمتی، عضو حزب اتحاد ملت، به بررسی ادعاهایی پیرامون نقش جریان های سیاسی منتسب به جبهه انقلاب می پردازد. این گزارش بدون ارائه اسناد محرزه یا تأیید نهادهای رسمی، مدعی شده است که اقدامات این جریان ها منجر به تضعیف قدرت بازدارندگی ایران و بازشدن مشت نظام در مقابل طرف های غربی شده است. نگارنده با استناد به اظهارات نمایندگان مجلس شورای اسلامی، استدلال می کند که طرح های خروج از NPT (پیمان منع گسترش سلاح های هسته ای) که از طرف این جریان مطرح شده، نه تنها محقق نشده، بلکه به "بازی باخت باخت برای ایران" تبدیل گشته است.

تحلیل ریشه های حملات اصلاح طلبان به جبهه انقلاب


حملات اخیر اصلاح طلبان به نیروهای جبهه انقلاب را می توان در چند محور کلیدی تحلیل کرد:

۱- رقابت گفتمانی در سیاست خارجی و هسته ای: گزارش شرق بازتاب دهنده تقابل دو گفتمان در زمینه سیاستگذاری هسته ای است. جریان اصلاح طلب با تمرکز بر «دیپلماسی تعاملی» و «قدرت چانه زنی مبتنی بر تعهدات بین المللی»، اقدامات جبهه انقلاب را تهدیدی برای انزوای بیشتر ایران و کاهش مانورهای دیپلماتیک می داند.
۲- منازعه بر سر مدیریت بحران های اخیر: بحران های اخیر منطقه ای و بین المللی ایران، همچون فعال سازی مکانیسم ماشه، به عرصه ای برای رقابت جریان های سیاسی تبدیل گشته است.
۳- جابجایی در معادلات درونی قدرت: حملات لفظی اصلاح طلبان، که با عنوان «پاجوش ها» برچسب زنی می شوند، بنظر می رسد بخشی از کوشش برای باز تعریف ایفای نقش جریان های سیاسی در ساختار قدرت است.
در جمع بندی نهائی گزارش، تحولات و مباحث مطرح شده در قالب یک پارادایم کلی تقابل گفتمانی بر سر هویت و مسیر راهبردی «نظام» خلاصه می شود. گفتمان نخست که توسط جریان اصلاحات نمایندگی می شود، با تمرکز بر «عقلانیت اقتصادی و امنیت داخلی»، تمامی مشکلات ساختاری کشور، همچون تحریمها، فشارهای بین المللی و بحران های معیشتی، را بطور مستقیم به سیاستهای کلان در زمینه هسته ای و منطقه ای مرتبط می داند. این جریان با بهره بردن از فضای رسانه ای و تولید محتوای گسترده، در پی ایجاد یک تغییر پارادایم از «مقاومت و استکبارستیزی» به «صلح طلبی و تعامل» است.
استدلال محوری آنان این است که تداوم مسیر کنونی نه تنها قدرت چانه زنی و بازدارندگی کشور را افزایش نداده، بلکه با تحمیل هزینه های گزاف، غنی سازی واقعی نیروی انسانی و توسعه داخلی را قربانی کرده است. نقل قول های تحلیل شده از چهره هایی مانند هاشمی طبا، رنانی و ساداتیان، همگی در راستای باز تعریف مفاهیمی چون امنیت ملی، منفعت و قدرت و تقدم بندی «میدان داخلی» بر «میدان خارجی» است.
در این راستا، حتی استناد به چهره ای مانند کیسینجر و سفارش به چشم پوشی از یک آرمان مهم، نشان از عمق تغییر مورد نظر این جریان دارد که عقب نشینی راهبردی در مقابل فشار خارجی را نه یک شکست، بلکه یک عقلانیت ضروری برای نجات کشور قلمداد می کند.
آنچه در ذهن چپ ها می گذرد ایجاد تصویری از یک کشمکش عمیق و سیستماتیک را ترسیم است که در آن دو دیدگاه کاملا متعارض در مورد چگونگی نجات کشور از بن بست کنونی درحال رقابت برای جذب افکار عمومی و تاثیرگذاری بر مراکز تصمیم گیری هستند.
نتیجه این نبرد گفتمانی، مسیر آتی بازدارندگی ایران، تعریف جدیدی از منافع ملی و تراز آنرا برای سال های آتی تعیین خواهد کرد، در این کشمکش آنچه دست ایران را پر خواهد نمود دکترین جدید بازدارندگی است که اساس هویتی داشته و معادلات چیده شده را متوازن خواهد کرد، این امر دیر و زود دارد اما سوخت و سوز ندارد!
به طور خلاصه اگر 'مداراگری' در صحنه جهانی است، در کشور به مروت ورزی تبدیل می شود و اگر میدان در بعضی نقاط خارج از کشور به مدلول جهاد و تلاش در آن محلها باشد، میدان واقعی در محدوده ایران است.، که توسط شبکه رسانه ای مصطفی تاج زاده بازنشر داده شد، مدعی شد:
اکنون فرصت های نسل جوان به سرعت در حال سوختن است و مغزها و سرمایه های فکری و انسانی ما به سرعت در حال تخلیه یا فرسوده شدن است؛ این ها اصلی ترین سرمایه های ماست که باید تضمین نماییم ماندگاری شان را. در مقابل چنین وضعیتی پاسخ مناسب ایران نباید فقط تقابل یا انفعال باشد، بلکه باید در قالب یک دیپلماسی هوشمندانه تعریف شود؛ دیپلماسی ای که امکان همراه کردن کشورهای مختلف را فراهم آورد.
1404/07/11
15:40:52
5.0 / 5
233
تگهای خبر: آمریكا , ایران , تولید , سیستم
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۹ بعلاوه ۵
لینک دوستان سیاسی
سیاسی بین الملل