آشوبگران رفتند، توجیه گران آشوب آمدند

آشوبگران رفتند، توجیه گران آشوب آمدند

به گزارش سیاسی، جبهه اصلاحات که چند ماه قبل بر ˮلزوم قرار گرفتن کنار خشم مردمˮ تاکید کرده بود؛ حالا و در پساآشوب هم تاکید می کند که در کنار مردم خواهد بود. ˮمردمˮ در این جملات اما به معنای تروریست هاست.



_ آشوب های دیماه در حالی رخ داد که "بانیان آشوب" و پیرمردهای همیشگیِ عاشق خیابان از آن جا ماندند!

حقیقت آنست که آغاز آشوب ها در روز دوشنبه ۸ دیماه در بازار تهران نه با فراخوان پهلوی از خارج انجام شده بود و نه بانیان آشوبِ برنشسته در ستاد اصلاحات در آن نقشی داشتند.

ما با آشوبی مواجه بودیم که اندک اندک جرقه زد و در اثر برخوردهای مماشات گونه ناگهان گُر گرفت و ایجاد خطر کرد.

لکن این رویداد ناگهانی و بی ریشه خللی در تقلای شوم دشمنان ایران و خاصّه در عزم "بانیان آشوب" ایجاد نخواهد کرد. آنها باآنکه در پساآشوب ژست سوگواری و اعتراض گرفته اند لکن در دل خشنودند از این که نسخه همیشگی شان که منجر به آشوب های سال ۷۸، ۸۸، ۹۶، ۹۸ و ۱۴۰۱ شده بود حالا هم بدون کمترین هزینه ای باردیگر به اجرا درآمد با این تفاوت که اینبار کسی انگشت افترا را به سوی آنها نخواهد گرفت.

مع الوصف اما بانی گری برای آشوب و ایفاگری نقش اپوزسیون داخلی اقتضائاتی هم دارد!

اقتضائاتی مثل دادن تنفّس مصنوعی به هسته های زیر خاکستررفته ی آشوب، زمینه چینی برای فتنه آینده، ارسال پیام های مورس به دشمن خارجی، پشتیبانی از آشوبگران و...

در این زمینه مثلاً می توان به اظهارات اخیر اصلاح طلبانی مثل معیدفر یا ظریفیان اشاره نمود که بصورت رسمی و علنی خشونت را توجیه کرده و بدون محکوم کردن از این گفته اند که پایبندی مردم به نظم اجتماعی حق خدشه دارد و یا خشونت همان اعتراضی است که بدون پاسخ مانده باشد! [۱][۲]

واضح است که این اظهارات در حقیقت تقلّایی کور هستند برای توجیه یکی از غیر عقلانی ترین کارهای بشریت یا همان خشونت.

و البته همانطور که اشاره کردیم این کار وظیفه ذاتی بانیان آشوب و پیرمردهایی ست که قضایای سیاسی را از زاویه "اصالت خیابان" تحلیل می کنند و به هر بهایی اما باید توجیه گر خشونت باشند تا برای آینده زمینه چینی کنند.

تصویری از آتش زدن پلیس موتورسوار ازطریق یک تروریست در جریان "آشوب دی"

*تسلیت به کشته شدگان نه شهدا! / به خط شدن یک جبهه سیاسی برای پشتیبانی از تروریست ها



در این میان اما متاسفانه جبهه اصلاحات هم بصورت رسمی و علنی نقشی فعال را ایفا می کند!

کما این که دیدیم، خانم آذر منصوری، رئیس این جبهه طی اظهاراتی که در کنگره حزب اتحاد و در بحبوحه اغتشاشات ایراد شد، جامعه ایران را «خسته، فرسوده و سرخورده» توصیف و بدون محکوم کردن خشونت های خیابانی اظهار داشته بود: هرگونه مواجهه سلبی با معترضان محکوم است و آزادی بازداشت شدگان، تضمین حق اعتراض و رسیدگی عادلانه به حوادث، حداقل اقداماتی است که می تواند از تشدید تنش ها پیشگیری کند. [۳]

دقت شود که خانم منصوری تحت عنوان رئیس جبهه اصلاحات این سیاه نمایی ها و پشتگرمی ها را در بحبوحه اغتشاشات بیان کرد فلذا حالا داغ "حمایت از آشوب خیابانی" بر پیشانی چپ هایی که جبهه اصلاحات بعنوان ستاد آنان مطرح است حک شده مگر این که برائت بجویند.

سخنگوی جبهه اصلاحات هم نفر بعدی بود که در پساآشوب به صحنه آمد.

"جواد امام" به تازگی ظرف یک پیام توییتری ضمن به کار بردن عبارت استرجاع، به خانواده کشته شدگان – ونه شهدا- تسلیت گفته و سپس نوشته است:

"امروز اصلاح طلبان بالاتر از هر زمان دیگری باید در کنار مردم قرار بگیرند؛ چونکه دیگر نمی توان وضعیت موجود را تأیید یا توجیه کرد. شرایط کنونی نه فقط با مطالبات و خواسته های مردم فاصله ای عمیق دارد، بلکه هیچ نسبتی با آن تصویری که اصلاح طلبان در آغاز از جمهوری اسلامی، مبتنی بر جمهوریت و اسلامیت در ذهن داشتند، ندارد. "

او همینطور تصریح می کند که بابت شرایط کشور و حوادث تلخ این روزها، متأسف و شرمسار است.

تأکید امام بر این که "دیگر نمی توان وضعیت موجود را تأیید یا توجیه کرد و اصلاح طلبان باید در کنار مردم قرار بگیرند" جانمایه ای آشوب طلبانه است که او برای هموارسازی مسیر به میان می آورد.

چه این که حالا در حیث سیاسی و اقتصادی، رئیس جمهور بر مسند کار است که انتخاب مستقیم ستاد جبهه اصلاحات بود و حامی نمی تواند برائتی اینچنین از نامزد رسمی خود بجوید. و در حیث امنیتی هم هیچکس از دفع حمله چند تروریست احساس شرم نمی نماید. می ماند داغ بالاتر از ۲ هزار شهید که از آن هم اثری در بیانیه سخنگوی جبهه اصلاحات نیست.

جالب است که اگر نام جواد امام را از این بیانیه توییتری حذف نماییم و مثلاً بجای آن از اسم "رضا پهلوی" استفاده نمائیم عملاً هیچ تغییری در متن بیانیه رخ نخواهد داد!

*آنها می خواهند کنار خشم تروریست ها باشند/ راهپیمایان ۹ دی و ۲۲ دی مردم نیستند!



البته این اولین باری هم نبود که اصلاح طلبان تز "در کنار مردم بودن" (بخوانید پشتیبانی از هر آشوبی) را مطرح کرده اند.

کمیته سیاسی جبهه اصلاحات، در آبان ماه گذشته و طی نامه ای به خاتمی ضمن تاکید بر ضرورت تعیین مرز اصلاح طلبان با قدرت نوشته بود: ما باید در کنار گروههای اجتماعی، صنفی، زنان، معلمان، کارگران و جوانان بایستیم، دردشان را بشنویم، نه برای شعار دادن، بلکه برای یادگیری و همراهی. بدون حضور میدانی و بدون گفت و گو با جامعه، هیچ اصلاحی پایدار نخواهد ماند.

آنها در این نامه همینطور ضمن مذمت خود در عدم همراهی با مردم (بخوانید با آشوبگران) تاکید کرده بودند که اصلاح طلبان من بعد نباید از خشم مردم فاصله بگیرند و باید در کنار مردم بایستند. [۴]

تاریخ و مردمان ایران در حالی رج به رج این نامه را می خواندند که شاهد بودند عده ای رجل سیاسی که باید دل در گرو قانون و اکثریت مردم داشته باشند اما قطار فشنگ بسته اند، به خشونت و خیابان اصالت می دهند و بدتر این که می خواهند کنار "خشم" قرار بگیرند.

چیزی شبیه به بیانه ای کومله و پژاک و جیش الظلم البته با تیتر زیبای اصلاح طلبی!

جالب است که در متن نامه سابق کمیته سیاسی جبهه اصلاحات هم می توان ردّ پای رضا پهلوی و رضایت او را آشکارا دید.

من حیث المجموع باآنکه آشوب دی اقلا در میدان ربطی به هدایت میدانی چپ های ستادی نداشت ولی همانطور که در موضع گیری های آنان هویداست؛ مسرّت زیادی را در جبهه اصلاحات برانگیخت. مسرّتی که اثرات بعدی خودرا در فتنه آینده و یا شاید حتی حین رخدادهایی مثل حمله دشمن یا جنگ داخلی بیشتر نشان دهد.

کشوری که در تهدید تروریست های داخلی و دشمن خارجی قرار دارد هیچ نیاز به سیاسیون با قطار فشنگ بسته و آدم هایی که به خشم و خیابان اصالت می دهند، ندارد!

***

1_ mshrgh.ir/1775425

2_ mshrgh.ir/1780981

3_ mshrgh.ir/1777468

4_ mshrgh.ir/1765236


منبع:

1404/11/09
16:38:06
5.0 / 5
113
تگهای خبر: ایران , جامعه , كشور
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۷ بعلاوه ۲
لینک دوستان سیاسی
سیاسی بین الملل